بانک جامع اطلاعات فرش و دست بافته های ایران
 

  جستجو
 موزه فرش  
بازرگاني سبحه
 OldCarpet.com  
 مجله گره  
 مجله هالي
 سازمان توسعه تجارت ايران
 Miri Iranian Knots
 ICOC
 Araghchi Carpet
 DOMOTEX
 مرکز ملي فرش
 فرش در آيينه مجلات
 دسترسي اعضا
نام:
رمز عبور:


عضو جديد














 

نظر بدهيد! 

نسخه چاپ

 ارسال براي ديگران

 بازگشت




تاريخ درج: 1/1/00   کارپتور


ارامنه و “ فرش هاي ارمني باف ايران“

تاریخ مطلب به روز شده است


81/6/6- کارپتور
    
    معرفي نويسنده:
    مايرني هواساپيان در سال 1346 در تهران متولد شد. در سال 1375 وارد دانشگاه الزهراء شد و در رشتة صنايع دستي به تحصيل پرداخت. از آنجا كه به فرش و ديگر دستبافته ها علاقمند بود موضوع پايان نامه خود را “ بررسي زيراندازهاي ارمني باف ايران“ انتخاب نمود.
    وي همچنين چندين عنوان كتاب را ترجمه نمود كه برخي از آنها عبارتند از:
    1-قاليهاي ارمني انتشارات اتحاديه هاي گمرك در ارمنستان
    2-قالي ارمني تأليف ماينا قازاريان
    3-گليم ارمني تأليف سريك داوديان


    ارامنه در ايران:
    در زمان استيلاي 200 سالة سلسلة هخامنشي بر ارمنستان، ارمنيان پس از پارسيهاي طبقة ممتاز، بيشترين امتياز را در دربار داشتند.
    ساتراپ ها (شاهزادگان ديگر سرزمين تابع) در ارمنستان، از سلسلة يرواندني هاي ارمني، برگزيده ميشدند كه از آن زمان مسكوكات مسي به نام يرواند اول (ارونتوس) در دست است.
    در دورة اشكانيان، سلسلة آرث كوين ها با پادشاهي تيرداد اول كه از تبار اشكانيان ايران بود بر ارمنستان حكومت كرد. دولت آرث كوين هاي ارمني 400 سال دوام يافت كه در اين مدت به صورت نيمه وابسته به ايران باقي ماند. پس از انقراض اشكانيان در سال 224 م، ساسانيان بر تخت حكومت نشستند و زرتشتي را دين و كشورگشايي را سياست خود قرار دادند. پايه هاي كليساي ارمني توسط دو تن از حواريون حضرت عيسي (ع) به نام تارئوس و بارتولومئوس گذاشته شد و ارامنه توسط گريگور روشنگر به مسيحيت گرويدند.
    دولت ساساني در زمان شاپور دوم سياست استبداد را در پيش گرفت، اما شورش ارامنه به رهبري وارطان و واهان ماميكونيان ها در زمان يزد گرد، دولت پارسي را به در پيش گرفتن سياست عفو واداشت. قرن پنجم ميلادي در تاريخ ارامنه سدة زرين ناميده مي شود. چون با ابداع حروف الفبا توسط مسروپ ماشدتس، كتابهاي دستنوشتة زيادي به رشتة تحرير در آيد و باعث غناي فرهنگ ارامنه شد. در مدت 200 سال استيلاي اعراب بر ارمنستان كه به دنبال سلطه بر ايران صورت گرفت، هيچ كليسا، قلعه و يا پلي در ارمنستان ساخته نشد و در مراكز مهم نظامي و اقتصادي، اقوامي بيگانه و با زبانهايي غريب اسكان داده شدند. در آن زمان، ارمنستان از نظر اقتصادي، رابط تجارت ابريشم شرق و غرب باقي ماند و شهر دوين(Dvin) يكي از مراكز مهم تجاري بود.
    امپراطوري عثماني در سال 1585 ميلادي بر تمامي ارمنستان و حتي گرجستان و آذربايجان ايران استيلا يافت. در آغاز قرن هفدهم ميلادي، شاه عباس صفوي سعي كرد تا مناطق اشغالي ايران و ارمنستان را باز پس بگيرد. ولي سرانجام سپاه ايران مجبور به عقب نشيني شد اما در سال 1604 ميلادي، 300 هزار نفر جمعيت روستايي و شهري ارامنه را از مناطق مختلف ارمنستان به ايران كوچاند.
    اين ارامنه در مناطق مختلف ايران از قبيل رشت، اروميه، اصفهان(جلفاي نو و فريدن)، چهارمحال و بختياري، بربرود(بورواري) و بعدها در مناطق جاپلق، كروند، كمره، كزاز و خرقان ساكن شدند. عدهاي از شهرنشينان ارمني به شيراز، همدان و قزوين انتقال داده شدند و در آنجا اسكان يافتند. در شهر اصفهان در محلة جلفاي نو، ساختن بناهايي با بادگيرها در كوچه هاي تاقدار و كليساهايي شامل حجره هاي مخصوص، معبد، انبار آذوقه، آشپزخانه و مدرسه انجام شد. كليساها با بناهاي جنبي خود بيشتر از يك در ورودي و خروجي داشتند كه به منزلة پناهگاه و يك جاي امن مورد استفاده قرار ميگرفته است. تزيين نماي داخلي كليساها با نقاشي رنگ و روغن و با مضامين كتاب مقدس انجام شده است.
    در سال 1639 ميلادي، اولين چاپخانه در جلفاي نو اصفهان به لطف خاچاطور كساراتسي بنيان گذاشته شده و به چاب انجيل مقدس پرداخت.
    
    ارامنه و فرشبافي
    هنر قاليبافي ارامنه با كوچ اجباري آنها به ايران، راه پيدا كرد. ارامنه روستانشين، پشم گوسفند را كه ماده اساسي قاليبافي است به صورت سنتي ريسيده و با مواد گياهي رنگزا كه در طبيعت يافت ميشود، رنگ ميكردند و سپس با آن قالي دستباف توليد ميكردند. اينكار در كنار فعاليتهاي كشاورزي و دامپروري انجام ميگرفت. بارها سياحان و محققان انگليسي و آمريكايي در روستاهاي ارمني نشين ايران به جستجو پرداختند و قالي ارمني باف ايران را از نظر نقش طرح، هماهنگي نقش و رنگ و مرغوبيت جنس الياف تمجيد نمودند.
    در دوران شاه عباس، هنر قالي ايران به اوج خود رسيد. در آن زمان به سفارش دولت لهستان، قاليهايي مشهور به پولونز طراحي و بافته شد كه به عقيدة مانيا قازاريان در كتاب قالي ارمني، توسط طراحان ارمني به سبك باروكو انجام ميشده است.
    
    جغرافياي قالي ارمني باف در ايران
    الف: منطقه فريدن (پريا): در 150 كيلومتري باختر شهر اصفهان قرار دارد و شامل دو بخش است:
    1- داران (شامل چهار دهستان ورزاق، گرجي، چادگان و كرچامبو)
    2- آخورا (شامل دو دهستان موگويي و چنارود)
    تعدادي از مهمترين روستاهاي ارمني نشين اين منطقه عبارتند از: قلعه گريگور، دارابورد، آريگان، روستاي موكل سنكرد، پونستان، ذرنه (بولوران)، خوي گان پايين، خوي گان بالا، خونگ، هاران، نحاكرد، ميلاكرد، شوريشكان، سنگباران، سوران و…
    از صنايع دستي اين منطقه ميتوان قالي، گليم دو روي ساده و نقشدار، ماشتا (نوعي روانداز كه بر روي كرسي ميانداختند) و جاجيم را نام برد. ارامنة اين منطقه همچنين به زرگري، قلمزني و كنده كاري روي سنگ مشغول بودند.
    مهمترين ويژگيهاي فرشبافي اين منطقه عبارتند از: استفاده از دار افقي. مكانيزم بافت از نوع تحت باف است. رجشمار متداول آن 28 و نوع گره تركي (برخلاف) قالي اصفهان كه با گرة فارسي بافته ميشود) ميباشد.
    رنگرزي الياف كه عمدتاً پشم است، هم با رنگزاهاي گياهي و هم با رنگزاهاي شيميايي انجام ميشود. ازطرحهاي متداول قالي اين منطقه، ميتوان به لچك و ترنج، طرح گلهاي رز، طرح افشان با گلدان و طرح مام ميهن را ميتوان نام برد.
    تعدادي از طراحان مشهور فرش اين منطقه عبارت بوده اند از: لئون ميناسيان، هروس هيراپتيان، هاكوپ در مگرديچيان، سروژ بغوسيان، هراند در هوانسيان و ژنيك خاچاطوريان.
    
    ب: چهارمحال و بختياري: اين استان در جنوب غربي ايران واقع شده است و از شمال و شرق به اصفهان و از جنوب به كهگيلويه محدود است. ناحيه اي است كوهستاني و به چهار منطقه اردل، بروجن، اردگان و شهركرد تقسيم مي شود. تعدادي از روستاهاي ارمني نشين اين منطقه عبارت بوده اند از: واستيگان، گيشنيگان، احمدآباد، شالمزر، قلعه كشيش، گندمان، ليواسيان ده ارمني، حاجي آباد، سيرك، ماموران، ماموكا و غيره.
    از دست بافت هاي اين مناطق ميتوان به قالي،گليم نقشدار، كمربندهاي گليمي و جاجيم اشاره كرد. مهمترين ويژگيهاي فرشبافي اين منطقه، بافت قالي بر روي دار افقي بوده است. مكانيزم بافت از نوع تخت باف بوده و پودبافي آن كه هم از جنس پنبه و هم از جنس پشم بوده است. در اين بافته ها تركي استفاده ميگرديد و رجشمار متداول آنها بين 28-35 بوده است. رنگرزي توسط رنگزاهاي گياهي صورت ميگرفت. از طرحهاي معروف و متداول ارامنة چهارمحال و بختياري ميتوان به طرح خشتي، لچك و ترنج و طرحهاي ترنج ترنج يا چند ترنج را نام برد.
    
    ج: بربرود(بورواري): در جنوب منطقه كمره و در غرب منطقة فريدن، در شرق منطقه جايلق و در قسمت شمالي منطقه لرستان واقع است. ارامنه اين منطقه رابورواري به معني سرشار از رايحه و بوي خوش نام نهادند. تعدادي از روستاهاي ارمنينشين اين منطقه عبارت بوده اند از پاهرا، شاوراوا، پارميشان، خسروآباد، گوران، قره كهريز، خرج آباد، خورزند، نصرآباد و غيره.
    در اين منطقه نيز دستبافته هاي گوناگوني وجود دارد كه مهمترين آن قاليبافي است.
    مهمترين ويژگيهاي فرشبافي اين منطقه بربرود عبارتند از:
    دار قالي از نوع عمودي است. مكانيزم پودكشي از نوع تخت باف (يك پود ضخيم) بوده است و گره فارسي به كار برده ميشد. رجشماري بين 32-36 داشته است. رنگرزي خامه ها،هم با رنگزاهاي گياهي و هم شيميايي انجام ميشود. طرحهاي مورد استفاده براي بافت قالي، اغلب ازمنطقه كمره (روستاي ليليان) آورده مي شد و با كمي تغيير بر روي آن مورد استفاده قرار مي گرفت.
     در روستاي قهر كهريز، شخصي به نام سيمون بازيكيان تا حدي طراحي بعضي از قاليها را بر عهده داشت.
    
    د) كمره:
     در گذشته، كمره، ناحيهاي وسيع بوده كه خمين و روستاهاي آن را شامل ميشد. ولي امروزه شهرستان خمين يكي از شهرستانهاي استان مركزي است كه منطقه كمره در جوار آن واقع شده است. دهستان هاي آن عبارتند از: جايلق، دالايي، حمزه لو، رستاق و گلهزن. تعدادي از روستاهاي ارمني نشين اين منطقه عبارت بوده اند از: چهارطاق، داوود آباد، قورچي باشي، كندها، ليليان، ساكي، دره شور (دره شوي)، مزراع (مزرا) و …
    عمده ترين دستبافته هاي اين منطقه، قالي، گليم دو روي راه راه، جاجيم و ماشند (رواندازي كه بر روي كرسي مي انداخته اند) بوده است.
    از ويژگيهاي فرشبافي اين منطقه ميتوان به استفاده از دار عمودي، مكانيزم تخت باف، به كارگيري گره فارسي، رجشمار بين 26-32 ، اشاره نمود. همچنين رنگرزي به صورت گياهي انجام ميشده است.
    طرحهاي متداول اين منطقه طرح گل پنبه اي، لچك و ترنج، طرح ماهي، طرح كليساي اجمياتزين مقدس، طرح مام ميهن و طرح گلداني افشان هستند.
    از طراحان قالي اين منطقه ميتوان: هاكوپ ميرزاخانيان، هرند ميرزاخانيان (پسرهاكوپ) هوا كم هواساپيان، تيمورزيراكيان، واقارشاك ترستيانوسيان، يوسف يوسفيان، رفائيل داوديان و توماس داوديان (پسر رفائيل) را نام برد.
    
    هـ: منطقه كزاز:
    در قسمت غرب منطقه كمره، نزديك به اراك در استان مركزي واقع شده است. تعدادي از روستاهاي ارمني نشين آن عبارتند از: كالاوا، ازنا، سازند، عباس آباد، ريلساوا، مرند، علي برج، قلعه پل دوآب و …
    اين منطقه به دليل نزديك بودن به سلطان آباد(اراك) در صنعت و تجارت پيشرفت هايي كرده است. يكي از مهمترين دستبافت هاي اين منطقه فرشبافي آن بوده است.
    ويژگيهاي فرشبافي اين منطقه عبارتند از: نوع دار به كار گرفته شده عمودي است، مكانيزم بافت هم تخت باف و هم تمام لول است. نوع گره، تركي است و رجشمار متداول بين 28 تا 35 است . خامه ها نيز هنگام رنگرزي با رنگهاي گياهي و هم شيميايي رنگرزي ميشوند. از طرحهاي اصيل و سنتي اين منطقه لچك و ترنج است.
    از طراحان معروف فرش اين منطقه ميتوان به نريس هاروطونيان و هوسپ پرميان اشاره كرد.
    
    و: منطقه خرقان:
    اين منطقه در شمال شرقي شهر همدان و در چنوب غربي قزوين و در مثلث ساوه، قزوين و همدان واقع است.
    تعدادي از روستاهاي ارمني نشين آن عبارتند از: لار، چهارحد، چاناخچي بالا، چاناخچي پايين، هنگه قلعه و … در اين منطقه قالي، گليم دو روي راه راه و جاجيم از مهمترين دستبافت ها به شمار مي آيند. ويژگيهاي مهم فرشبافي در اين منطقه عبارتند از: به كارگيري دار افقي، مكانيزم بافت از نوع تخت باف است و نوع گره مورد استفاده تركي است. رجشمار متداول آن 28 و رنگرزي آن در ابتدا به صورت طبيعي و سنتي بوده و بعدها شيميايي هم بوده است. از طرحهاي متداول و اصيل اين منطقه لچك و ترنج، درختي، طرح ماهي و طرحهاي هندسي را ميتوان نام برد.
    مردم ارمني با بودن در كنار مردم فارسي زبان، طي قرون متمادي، فرهنگ ديرينه و هنر كاربردي خود را حفظ كرده و در شكوفايي هنر ايران عزيز سهيم بوده اند.
    پس از جنگ جهاني دوم، در سال 1945 م، به پيشنهاد دولت ارمنستان و تصميم دولت شوروي سابق، مهاجرت سي هزار نفر ارمني از ايران، يونان، بلغارستان، روماني، لبنان و سوريه مجاز اعلام شد. تعداد مهاجران ارمني از ايران حدوداً هجده هزار نفر بود كه در سال 1946 م انجام پذيرفت. اكثر ساكنين روستاهاي ارمني نشين، خانه و اموال خود را به فروش رسانده و منتظر مهاجرت ماندند. وليكن همگي موفق به اين كار نشدند و مجبور به ترك روستاها و كوچ به طرف شهرها خصوصاً تهران و اسكان در محله هايي نظير بهجت آباد و سپس يوسف آباد، نارمك، مجيديه و حشمتيه شدند.
    اين گروه مردم چون ديگر گوسفندي براي تأمين نخ پشمي مورد استفادة قاليبافي نداشتند، به كارهاي صنعتي ديگر روي آوردند و به تدريج هنر قاليبافي رو به فراموشي نهاد از قاليبافان ارمني قديمي تنها نامشان و تعدادي از آثارشان به جاي مانده است.
    در حال حاضر كه در ركود هنر – صنعت فرش به سر ميبريم، پرداختن و به رونق انداختن هنر قاليبافي و گليم بافي ارامنه با نقوش خاصشان امري بسيار ضروري به شمار ميرود. زيرا با ايجاد تنوع و ابداع در نقوش و طرحها و با استفاده از مواد اوليه مرغوب و گياهان رنگزا در رنگرزي مواد اوليه فرشبافي، سرمايه گذاري و برنامه ريزي نه چندان دراز مدت ميتوان سهم به سزايي در پيشرفت اقتصادي ايران عزيز ايفا كرد. 


نظرات شما:
  • خانم فروزان سلیمی     دانشجو کارشناسی ارشد     Iran اراکforoozansalimi58@gmail.com
  • 25/8/00
    با عرض سلام و ادب و احترام. ببخشید لطف میکنید منابعی که مورد استفاده قرار دادید رو ذکر کنید؟ ممنون و سپاسگزارم.

  • آقای سيد علي اصغر موسوي     نويسنده     ايران saapoem@gmail.com
  • سلام ! توفيقتان را در راه اعتلا و معرفي هنر ايراني از خداوند منان خواستارم ! بايد به عرض برسانم که اقامت و حضور ارامنه در روستاي چهارحد به يک قرن يا بيشتر پيش از اين بر مي گردد . و از زمان ذکر شده تا کنون فقط اهالي مسلمان شيعه ساکن هستند . لطفا مطلب متن تصحيح گردد ! موفق باشيد !



     
      فرش چيست؟
      جغرافياي فرش
      تاريخ فرش
      مباني فرش
      آسيب شناسي قالي
      نگهداري قالي
      مرمت قالي
        کليه حقوق متعلق به سايت اطلاع رساني فرش ايران است
    نقل مطالب به هر شکل تنها با ذکر عنوان و نشاني سايت مجاز است
    CARPETOUR.COM   2000-2009 All Rights Reserved.