بانک جامع اطلاعات فرش و دست بافته های ایران
 

  جستجو
 موزه فرش  
بازرگاني سبحه
 OldCarpet.com  
 مجله گره  
 مجله هالي
 سازمان توسعه تجارت ايران
 Miri Iranian Knots
 ICOC
 Araghchi Carpet
 DOMOTEX
 مرکز ملي فرش
 فرش در آيينه مجلات
 دسترسي اعضا
نام:
رمز عبور:


عضو جديد






 

نظر بدهيد! 

نسخه چاپ

 ارسال براي ديگران

 بازگشت




تاريخ درج: 24/3/90


فرش هاي موزه فرش به احتمال بسيار، آسيب جدي ديده اند/ آيا انتقال فرش ها به استانها مقصر جلوه دادن موزه هاي استاني نيست



کارپتور
    عليرضا قادري
    
    توضيح ضروري:
    شرايط حساس حاکم بر روابط و مناسبات ميان دستگاه هاي اجرايي، تقنيني و... و بروز اختلافات مختلفي که موضوع بحث هاي داغ اينروزها را فراهم کرده و رفتار ها و گفتارهاي تحريک آميز برخي مديران، متاسفانه شرايطي را به وجود آورده است که بحث بر سر موضوعاتي چون ميراث فرهنگي اين روزها بيش از اينکه به مفهوم اين واژه و ضرورت هاي آن اشاره داشته باشد، مترادف با نوعي نگاه و اهداف سياسي است. صرفنظر از چيستي و چرايي موضوعات مطرح شده در سطح مديريت هاي کلان نظام و نيرو ها و عناصر موثر در تصميم سازي و تصميم گيري و نيز راهبري جامعه، لازم است يادآور شود که نويسنده مطلبي که در پي خواهد آمد معتقد است که قضاوت در اين امور امري خارج از دايره وظيفه و اطلاع وي بوده و صرفا نگاهي مشفقانه و از سر درد به موضوعي است که اين روزها و در ميانه اين هياهوها، آرام آرام به تهديد بخش قابل اهميتي از تاريخ تمدن ايران اسلامي مشغول است. اينکه اين اقدام تا چه اندازه تعمدي و يا سهوي است، در عهده اين مطلب و نويسنده نيست. تنها توجهي است از زاويه هنر به پديده هايي که يادگار گذشتگان و حلقه واسط ميان آنان و نسل هاي بعد از ما است. انتظار دارد خوانندگان محترم نظرات خود را بر همين پايه استوار و پيشنهادات خود را براي تکميل و تصحيح در اختيار قرار دهند تا اين نوشتار بتواند به هدف اصلي خود نائل آيد.
    
    * * * * * * * * * *

    
    
نماي بيروني و محوطه موزه فرش در يکي از بهترين مکان هاي تهران
نماي بيروني و محوطه موزه فرش در يکي از بهترين مکان هاي تهران

    
    انتقال فرش هاي موزه فرش ايران؛ انگيزه ها و دلايلي که پوشيده مانده است
    موضوع انتقال بي منطق و شتابزده فرش هاي موزه فرش ايران به ساير استان ها آنهم با پيگيري خود موزه فرش، رئيس اين موزه و تاکيدات رئيس اداره ميراث فرهنگي استان تهران اين شائبه را ايجاد کرده است که به احتمال قوي سوء مديريت و عدم سيستم نظارتي بر اين موزه ( اگر نگوئيم کل سازمان ميراث فرهنگي) موجب گرديده تا اين سرمايه هاي ملي و فرهنگي نادر و غير قابل جايگزين با تخريب و صدمات جدي مواجه گرديده اند.
    
    اين امر زماني که استدلاهاي سطحي، کاملا غير تخصصي و ناشيانه رئيس موزه و رئيس سازمان ميراث تهران در جهت توجيه اين اقدام را بررسي مي کنيم، تشکيک بيشتري را نسبت به سلامت وضعيت آثار فاخر موزه فرش ايجاد مي کند. موزه اي که چندي پيش قطعاتي از فرش هاي آن براحتي آب خوردن از اين مجموعه به سرقت رفته و بعدا خبر کشف آن اعلام شد. خبري که نتوانست به اين سئوال کارشناسان پاسخ دهد که صرفنظر از چگونگي حراست از اين اموال و امکان سرقت ساده آنها، آيا فرش هاي کشف شده همان فرش هايي است که به سرقت رفته است و يا فرش هايي است که تشابه ظاهري با فرشهاي مسروقه دارد؟!تصميم انتقال فرش هاي موزه ها براي برگزاري موقت نمايشگاه و يا به عبارتي تعامل بين موزه اي، امري شناخته شده و رايج ميان تمامي موزه هاي دنيا است. نمونه بارز اين تعامل را ميتوان در انتقال کتيبه کورش به ايران ديد اما چنين اقداماتي مستلزم اطمينان کامل موزه مبداء از امکانات و شرايط موزه مقصد و چگونگي به نمايش گذاردن، نحوه و ميزان دسترسي بازديدکنندگان به چنين آثاري و خصوصا سيستم حفاظت فيزيکي و ... در کنار بيمه سنگين خسارت ناشي از عوامل خسارت زا و بخصوص سرقت و فقدان اين آثار است.
    
    موزه فرش ايران نه تنها در اين اقدام عجيب بخشي از اين فرش ها را بدون دستورالعملي تعهد آور و با روشي ناقص و مشکوک به بجنورد ارسال کرده بلکه بر اساس اخبار صادره از موزه و سازمان ميراث فرهنگي، بخش ديگري از اين فرشها حداکثر تا دو ماه ديگر به موزه اراک ارسال مي شود.
    
    منابع آگاه از موزه فرش خبر مي دهند که متاسفانه اين موزه در حال حاضر در حال بسته بندي بخش هاي ديگري از فرش ها براي ارسال به ساير استان ها است!
    
    از سوي ديگر رئيس جمهور در سخناني که اخيرا در جريان برگزاري روز صنايع دستي و همايش مربوط به آن بيان کرد، اظهار نموده است که بتازگي در اينترنت بدنبال واژه هايي درباره موزه و موزه داري مي گشته است! اين مسئله با خود دو نگراني جدي را بدنبال دارد. يکي اينکه فقدان اطلاعات پايه بالاترين مقام اجرايي کشور از چنين مفاهيمي، قطعا موجب نگرش سطحي به طرح ها و برنامه هايي خواهد بود که در چنين زمينه هايي از سوي مديران و مقامات ارشد دولت براي تصويب و کسب تکليف به وي ارجاع مي گردد.
    دومين نکته نگران کننده سخنان رئيس جمهور اين است که جماعتي که سرنوشت و اختيار موزه ها را در دست گرفته و وظيفه حراست از آثار فرهنگي و هنري کشور را به عنوان حلقه هاي زنجيره فرهنگ و هنر اين سرزمين بزرگ و کهن در کف دارند يا به زعم رياست جمهور علم کافي براي پاسخگويي نداشته و ندارند، و يا نتوانسته اند براي چنين سئوال و دغدغه اي به رئيس جمهور کشور اطلاعاتي بدهند که وي ناگزير به مراجعه به اينترنت و جستجوي شخصي در اين زمينه نشود. هر يک از اين دو شق و يا شکل سوم آن که جمع هر دو عامل است، مي تواند باندازه کافي نگران کننده، خطير و تاسف آور باشد.
    اين در حالي است که کشور ما خبرگان و عالمان بسياري را در زمينه موزه داري چون نگين در حلقه انگشتري خود دارد. مرداني که عمري را به معرفت و شناخت در اين زمينه همراه با تجربه کار ملموس سپري کرده اند. مع الاسف همانطور که رياست جمهوري به اين نتيجه رسيده اند، مديران ارشدي که زمام و اختيار اينگونه امور را در دست دارند وقعي به دانش و تجربه خبرگان و کارشناسان نگذارده اند تا جايي که حتي نتوانسته اند چنين پرسش ساده اي را پاسخگو باشند.
    
    در چنين وضعيتي است که مديران به اجتهاد شخصي و بدون کمترين دانشي در اين زمينه بي مهابا دست به اقدامات مخربي مي زنند که نتيجه اي جز نابودي ميراث هنري کشور را در پي نخواهد داشت.
    
    يکي از مهمترين مسائلي که دنياي موزه داري با آن مواجه است و در بسياري از کشورها براي آن پليس تخصصي ايجاد نموده اند، احتمال تعويض اصل اثر هنري با کپي هاي اصل نما و تقلبي است. همين امر باعث مي گردد تا انتقال بين موزه اي تنها در زماني صورت تحقق بخود گيرد که اطلاعات دقيقي از اصل اثر، با کمک ابزارهاي پيشرفته تعيين قدمت و اصالت در کنار نظر کارشناسان خبره، به تهيه شناسنامه اصيلي از اثر منتج گرديده و در عين حال موزه مقصد يا ميزبان، پيش از آن صلاحيت استانداردهاي خود را براي موزه مبداء به اثبات رسانده باشد. بديهي است وقتي احتمال سرقت فرش از موزه فرش ايران با تمامي امکانات موجود در پايتخت، تبديل به يک تجربه عيني گرديده است، چالش سرقت و فقدان اين آثار در ديگر شهرهاي کشور با احتمالي بسيار بالاتر و قريب الوقوع پيش روي ما است.
    
    هر از گاه اخبار سرقت آثار هنري موزه هاي بزرگ جهان در رسانه ها پخش مي گردد. همان موزه هايي که بالاترين شرايط حفاظتي را دارا هستند. بخش بزرگي از شرايطي که موجب سرقت مي شود به موقعيت جابجايي آثار و در فاصله حرکت از موزه مقصد به موزه ميزبان اتفاق مي افتد. برخي از اين آثار به عنف و با اقدامات مسلحانه و حمله به اتوموبيل هاي مجهز مخصوص حمل مربوط مي شود و بخش ديگري مربوط به دستکاري و دخالت عوامل ريز و درشت مجري اين اقدامات در تعويض اصل اثر با آثار کپي شده در حين جابجايي است. اين تجربيات نيازي به جستجوي اينترنتي ندارد. توصيه ما به رياست محترم جمهوري اين است که ايشان با صرف وقتي قريب يک ساعت علاوه بر بازديد از موزه فرش ايران از تشريح وضعيت و شرايط موزه با استفاده از همراهي خبرگان و کارشناسان و فرش شناسان بزرگ ايراني داخل و خارج کشور، که موزه هاي جهان نظريات آنان را حجت خود قلمداد مي کنند، وضعيت اسفبار اين موزه و سوء مديريت غير قابل تصور آن را مورد بررسي قرار دهند.
    
    از اين رو است که لازم مي آيد تا گروهي از خبرگان با تشکيل کميته اي با اختيارات کافي، تحت نظر سازمان ها و سيستم هاي رسمي نظارتي کشور، با مراجعه به موزه فرش ايران و سوابق موجود (!) شرايط نگهداري فني و حفاظتي اين آثار را بررسي و گزارش آن را در اختيار دولت، مجلس و دستگاه هاي نظارتي و خصوصا مردم قرار دهند.
    
    فرصت را مغتنم شمرده و از بالاترين مقام اجرايي کشور درخواست مي کنيم تا با دستور توقف انتقال فرش هاي موزه فرش ايران، خانواده بزرگ فرش کشور، ملت هنرمند و هنرپرور ايران را از نگراني خارج نموده و گام موثري را در راه حفظ يکي از مهمترين مولفه هاي ميراث تمدني ايران يعني فرش دستباف بردارند.
    
    همچنين با توجه به حساسيت موضوع و ارتباطي که اين امر به سرمايه هاي ملي دارد، نظر رياست محترم مجلس و نمايندگان مردم را به ضرورت نظارت بر هر دو موضوع انتقال و شرايط اسفبار موزه فرش ايران يادآوري کرده و به عنوان مطالبه حقوق ملت از ايشان انتظار داريم.
    
    بديهي است سازمان ميراث فرهنگي موظف به ايجاد بانک دقيق نه تنها فرش بلکه تمامي آثار در تمامي رشته ها در موزه هاي مختلف انتشار و دسترس کردن اطلاعات آن براي آحاد ملت خصوصا محققين و پژوهشگران است که اين امر تا کنون به بهانه هاي مختلف تعطيل و مغفول مانده و منافذ ونقاط کوري را بعنوان عدم امکان بازرسي و نظارت سيستماتيک و واقعي و نيز بستر خطرناکي جهت سوء استفاده، دست اندازي احتمالي و تخريب فراهم نموده است.
    
والسلام
 


نظرات شما:
  •  عسگر شجاعی کلستان     مدیر عامل شرکت     ایران ساریinfo@companyska.com
  • تاريخ ارسال: 28/11/93
    راهنمایی در مورد تعاونی فرش
    باعرض سلام من خواستارایجاد تعاونی فرش هستم ایجاد کلاسهای آموزشی سرمایه گذاری وصادرات فرش هستم از استادان وپیش کسوتان درخواست کمک و راهنمایی در این زمینه را دارم با تشکر

  •  مرتضي اخياني            تهرانm_akhiani@yahoo.com
  • جناب آقاي قادري
    با سلام
    بي تعارف بايد بگويم اين سايت بدليل بيان صريح و در عين حال خيرخواهانه شما به يکي از مهمترين مراکز مراجعه علاقمندان تبديل شده است. و تنها مرجع جامع فرش به حساب مي آيد
    تحليل و آينده نگري شما از مسائل فرش براي من هميشه ستودني بوده است.
    همانطور که شما هم فرموده ايد مسلما انتقال فرش هاي موزه اي عملي خلاف عقل و درايت است. از توجه شما به مسائل مختلف فرش به عنوان يک ايراني فرهنگ دوست سپاسگزارم.

  •             
  • تاريخ ارسال: 1/4/90 - 5661
    کی بود کی بود ما نبودیم!؟
    این پرو پخش کردن فرشهای موزه ملی فرش ایران از چند جنبه قابل تآمل وبررسی است.
    موزه ملی فرش یعنی جایی که بشه در اون فرشهای مناطق مختلف رو دید .
    البته در صورت وفور فرش در خور موزه در یک منطقه ،احداث موزه تخصصی برای فرشهای آن شهر والزامآ در محدوده آن شهر امری بدیع است .
    اما دلیل پر و پخش کردن فرشهای موزه ملی ومرکزی فرش ایران و قرض دادن چند فرش به شهرهای دیگر که بعضی از آن فرشها هیچ ارتباطی به آن شهر ندارند ، از چند حالت خارج نیست :
    ۱-ایجاد موزه فرش در شهرهای دیگر جهت ایجاد اشیاق وعلاقه ومطالعه دوستداران و دست اندر کاران فرش آن منطقه و مورد توجه قراردادن اصالتهای فرهنگی ،هنری آن منطقه.
    ۲-ایجاد یک نقطه شروع برای جمع آوری وتوسعه آن مجموعه ونهایتآ تبدیل به یک موزه تمام عیار.
    ۳-تشویق مجموعه داران به حمایت و حتی اهدای فرش به موزه.
    اینها همه اهدافی والا وقابل تحسین است اما روشی که برای این منظور اتخا‌ذ شده قابل نقد وبررسی است.
    در این روش مجموعه ای نفیس که حاصل سالیان سال ممارست و زحمت جمع آوری است فدای فرع شده و صیانتش به متولی جدیدی که موزه داری را با تحویل این فرشهای نفیش شروع وتجربه می کند ،سپرده می شود!!!؟؟؟
    از این پس دوست داران وبازدید کنندکان داخلی وخارجی جهت دیدن همان معدود فرش بایستی به چندین شهر قدم رنجه کنند و...
    اما همه این حرفها به یکطرف شنیدنی ومغموظ ترین حرف این بود که کثرت فرش زیاد در انبارهای موزه ملی فرش ایران از دلایل این تصمیم است .
    آیا این مهم بر متولی فرش یعنی مرکز ملی فرش ایران واجب نبود که آمار دقیقی از موجودی فرشهای موزه و روش نگهداری آنها تهیه کند !؟
    آیا این عدم اظهار نظر مرکز ملی فرش ایران ،سکوت معنا داری تلقی نمی شود ؟
    اگر این گمان زنی که به احتمال زیاد فرش های موزه آسیب دیده اند درست باشد، پای مسئولیت مرکز ملی فرش ایران را به جهت عدم نظارت فنی پیش نمی کشد ؟
    اینجاست که اگر این گمان زنی درست باشد ! تعویض موزه دار و شکستن کاسه کوزه ها بر سر موزه دار مبتدی جدید ،ساده ترین راه حل مشکل است ومصداق کی بود کی بود ما نبودیم است.


      همچنين در اين باره بخوانيد:
      گزارش تصويري جشنواره فرش و دستبافته هاي روستايي و عشايري ايران 
      دکتر سيد طاهر صباحي: انتقال فرش هاي موزه فرش به ساير استانها به معني نابود کردن تاريخ قاليبافي است 
      احمدي نژاد: دلم براي فرش ايراني مي سوزد! 
      مدير موزه‌ي فرش: تحويل فرش‌هاي بزرگ پارچه به مراكز استاني در اولويت است 
      متلاشي کردن موزه فرش: نابودي ميراث فرهنگي و هنري، در دستور کار مديران نا لايق 
      انتقال 38 فرش‌ نفيس از موزه‌ي فرش به اراک تا دو ماه آينده  
      پيشنهاد ايجاد 10 موزه فرش در سراسر ايران 


     
      رويدادها
      مقالات
      گفتگو
      دنياي نشر
      گزارش
      نقد و نظر
      قوانين و مقررات
        کليه حقوق متعلق به سايت اطلاع رساني فرش ايران است
    نقل مطالب به هر شکل تنها با ذکر عنوان و نشاني سايت مجاز است
    CARPETOUR.COM   2000-2009 All Rights Reserved.